X
تبلیغات
تفسیر موضوعی - 6. بخش دوم : فصل سوم : اهداف آفرینش (متن کنفرانس)
06. بخش دوم فصل سوم اهداف آفرینش

فصل سوم : اهداف آفرینش

درآمد

شناخت هدف آفرینش یکی از دغدغه های دیرین بشری است که از یک سو با سرنوشت انسان گره می خورد و از سویی دیگر با خدا و جهان پیوند دارد. هدفی که انسان برای خلقت می شناسد ، نوع نگاه او را به جهان و انسان رقم می زند و هدف و جهت گیری زندگی او را شکل می دهد ؛ بدان سان که می تواند بر همه انگیزه ها ، اندیشه ها ، اعمال و رفتار او تأثیر گذارد ، به زندگی انسان معنا دهد یا او را به پوچی و بی معنایی سوق دهد.

هر چیزی چهار علت فاعلی ، مادی ، صوری و غایی دارد.  مقصود از «هدف» در «اهداف آفرینش» ، همان علت غایی یا نهایت هر چیز در مسیر حرکت خویش است که پیش از انجام فعل تصویر می شود و در آخرین مرحله نیز ظاهر می گردد. 

از باب مثال ، برای ساختن یک میز یا آفریدن یک تابلو نقاشی ، نیاز به هر چهار علت است. سه علت نخست کاملاً روشن است، اما مقصود از علت غایی همان هدف یا نهایت هر چیز در مسیر حرکت خود است که آفرینشگر یک نقاشی پیش از شروع به کار آن را تصور می کند، اما بعد از پایان یافتن نقاشی تحقق می یابد .

بنابراین برای آفرینش جهان نیز می باید خداوند پیش از شروع ، «هدفی» داشته باشد و سپس خلقت جهان را در همان راستا سامان دهد تا در نهایت جهان به همان هدف برسد. بنابراین مقصود از اهداف آفرینش جهان ، فرجام هستی است که جهان در حرکتی غیر ارادی به سوی آن می رود. منظور از هدف آفرینش انسان نیز غایت کمال اوست که فرا روی او تصویر شده است و انسان می تواند با حرکت اختیاری خود بدان فرجام برسد.

در بررسی و شناخت اهداف آفرینش در مجموع می توان از سه روش بهره جست:

1. روش عقلی ؛

2. روش تجربی ؛

3. روش وحیانی ؛

رویکرد این نوشتار در تعیین هدف جهان و انسان ، استفاده از روش وحیانی است ، هر چند که در این موضوع گاه رویکرد وحیانی ، عقلی و علوم تجربی به یک نقطه مشترک می رسند.

 

برای مطالعه بیشتر

 

روش شناسی

 

1. روش عقلی

در این روش ، با استفاده از تحلیل ماهیت انسان و برهان های عقلی و فلسفی ، هدف نهایی او را مشخص می کنیم . مثلاً از آنجا که انسان موجودی کمال جو و طالب کمال نهایی است ، به دنبال علم مطلق ، زیبایی مطلق ، توانایی بی کران و .... است و از سویی با کمالات محدود نیز سیراب نمی شود و از دیگر سو چون کامل ترین کمالات نیز در وجود خداست ، هدف نهایی انسان رسیدن به کمال مطلق ، یعنی خداوند است . البته عقل و فطرت انسان ، او را به سوی کمال مطلق الهی رهنمون می سازد و انسان شیفتۀ محبوب حقیقی می شود ، ولی گاه لیلی حقیقی را با لیلی مجازی و محدود اشتباه می گیرد و به دنبال معبودهای دروغین و کمالات محدود می رود .

2. روش تجربی

در این روش ، با استفاده از علوم تجربی ، به تحلیل جهان می پردازیم و هدف نهایی و فرجام هستی را مشخص می سازیم . البته انسان با استفاده از داده های تجربی بشر و نظریه های مطرح شده در کیهان شناسی موفقیت هایی در این راه داشته و حدس هایی نیز در مورد آینده جهان زده ، اما علوم تجربی در این باب دیدگاهی قطعی مطرح نکرده است.

 

3. از راه های معرفت بشری استفاده از روش نقلی و شهودی است که قرآن کریم مصداق هر دو است؛ زیرا هم به دلیل وحی بودنش نوعی معرفت شهودی است و هم از معارف نقلی بشر به شمار می آید .

 

الف) اهداف آفرینش جهان

جهان مجموعه ای به هم پیوسته و پویاست که به سوی مقصدی در حال حرکت است. قرآن کریم آفرینش جهان را بیهوده ، بی هدف و بازیچه نمی داند، بلکه جهان را هدفدار، براساس حق و عدل و در خدمت بشر و برای دانایی او معرفی می کند :

ومَا خَلَقنَا السَّماءَ  والأرضَ وَ مَا بَینَهُمَا بَاطِلاً ذلِکَ ظَنُّ الّذِین کَفَرُوا  .

و آسمان و زمین و آنچه را که میان این دو است به باطل نیافریدیم ، این گمان کسانی است که کافر شده (و حق پوشی کرده) اند.

و (ما) آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است جز به حقّ نیافریدیم.

و آسمان و زمین و آنچه را که میان آن دو است به بازیچه نیافریدیم. اگر می خواستیم بازیچه بگیریم ، قطعاً آن را از پیش خود اختیار می کردیم .

مقصود از آسمان و زمین ، جهان هستی است و منظور از چیزهای بین آن دو ، نعمت الهی در طبیعت و موجودات زده است  .

واژه «حق» در این موارد به معنای هدفداری است.  در برابر آن واژه «باطل» قرار دارد که به معنای چیزی است بی هدف که محال است از خدای حکیم سر زند.

بازیچه (لعب) نیز کاری است که هدف صحیحی ندارد  و بیهوده (لهو) هم به هر کاری اطلاق می شود که انسان را از کار و هدف مهم باز می دارد . در این آیات اشاره شده که بازی و بیهوده گری با ساحت قدس الهی سازگاری ندارد و اگر بر فرض محال او سرگرمی می خواست،  این بازیچه ها متناسب مقامش نبود.

آری ، اگر مجموعه هستی را همراه با مبدأ و منتهای آن در نظر بگیریم ، جهان پویا ، براساس حق و دارای هدفی ثابت است  که فرجام آن نیز پیروزی حق می باشد.

بنابراین خداوند جهان را آفریده است تا موجودی شریف و با کرامت همچون انسان در آن پرورش یافته ، راه کمال و سعادت را بپوید و حق را بر باطل پیروز گرداند.

از منظر آیات قرآن کریم آفرینش جهان را می توان براساس اهدافی چند بیان نمود که به آنها می پردازیم .

1. خلقت جهان برای انسان

همان (خدایی) که زمین را برای شما فرشی (گسترده) و آسمان را بنایی (افراشته) قرار داد؛ و از آسمان آبی فرود آورد؛ و بدان که میوه ها رزقی برای شما بیرون آورد؛ پس برای خدا همتایانی رار ندهید، در حالی که خود می دانید.

براساس این دسته از آیات برپایی آسمان و آرامش زمین نیز چرخه آب در طبیعت و حیات گیاهان برای انسان و خدمتگزاری به اوست . از این رو بر انسان است که برای رسیدن به سعادت و تکامل خویش این نعمت ها و نعمت آفرین را بشناسد و سپاسگزار او بوده ، با شرک راه ناسپاسی را نپوید.

قرآن در بخشی از سوره ابراهیم به خدمت رسانی پاره ای از مخلوقات الهی برای انسان اشاره می نماید :

خداست که آسمانها و زمین را آفرید ، و از آسمان آبی فرستاد ، و به وسیلۀ آن از میوه ها برای شما روزی بیرون آورد، و کشتی را برای شما رام گردانید تا به فرمان او در دریا روان شود ، و رودها زا برای شما مسخّر کرد . و خورشید و ماه را – که پیوسته روانند – برای شما رام گردانید و شب و روز را (نیز) مسخّر شما ساخت . و از هر چه از او خواستید به شما عطا کرد.

بخش نخست این آیات ، مشابه همان آیۀ پیشین   ، اما بخش های بعدی آن بیانگر آن است که نعمت های گوناگون ، همه مسخر انسان است،    تا از منافع آنها برای رسیدن به کمال و سعادت بهره جوید. در آیاتی از سوره نحل   نیز از آفرینش حیوانات ، نزول باران ، رویش گیاهان رنگارنگ ، تسخیر ماه و خورشید و ستارگان برای انسان و تسلط او بر نعمت های دریایی و استفاده گوناگون آنها یاد شده است.

 

2. دانش افزایی بشر

الله الذی خَلَقَ سَبعَ سَماوَاتٍ و مِنَ الاَرضِ مِثلَهُنَّ یَتَزَّلُ الأمرُ بَینَهُنَّ لِتَعلَمُوا أَنَّ اللهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرُ و أَن اللهَ قَد أَحاطَ بِکُلِ شَی ءٍ عِلمَاً .

خدا همان کسی است که هفت آسمان و همانند آنها هفت زمین آفرید.  فرمان (خدا) در میان آنها فرود می آید، تا بدانید که خدا بر هر چیزی تواناست ، و به راستی دانش وی هر چیزی را در بر گرفته است. 

در این آیه ، هدف از آفرینش آسمان ها و زمین (جهان) ، علم و بالا رفتن آگاهی انسان (نسبت به صفات علم و قدرت الهی) معرفی شده است ؛ علمی که یکی از کمالات مهم انسانی دانش و معیار برتری انسان ها بر یکدیگر است.  برخی از مفسران در این باره می نویسند:

هدف از آفرینش عالم معرفت است... چه تعبیر جالبی که هدف این آفرینش عظیم را آگاهی انسان از صفات خدا ، از علم و قدرت او می شمرد ، که آگاهی از این دو صفت برای تربیت انسان کافی است.

در این آیه به بالاترین علوم ، یعنی خداشناسی نیز اشاره شده است ، که انسان از صفات الهی همچون علم و قدرت – نیز آگاه شود.

3. معاد و عدالت

و خدا آسمانها و زمین را به حق آفریده است ، و تا هر کسی به (موجب) آنچه به دست آورده پاداش یابد ، و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت.

علامه طباطبایی رحمه الله دربارۀ این آیه چنین می نویسند:

آفرینش جهان براساس حق است ، نه باطل و بازیچه ، یعنی برای این جهان فاسد شدنی ، هدفی ثابت و جاوید در ورای آن وجود دارد ... پس معنای آیه به این مطلب بر می گردد که خدا آسمان ها و زمین را به حق و عدل آفریده و پیامد آفرینش به حق آن است که در ورای این جهان ، جهانی دیگر باشد که موجودات در آنجا جاوید بمانند ، و پیامد آفرینش به عدل آن است که هر شخصی براساس دست آورد خود ، پاداش و کیفر را ببینید که سزاوار آن است ... و چون این مطلب در این جهان اتفاق نمی افتد ، پس در جهان دیگر (رستاخیز) خواهد بود.

چنان که از آیات پیش نیز بر می آمد ، همه جهان برای انسان آفریده شده است. انسان ها دو گونه اند : برخی قدرشناس نعمت های الهی اند و سپاسگزار ، و برخی نیز راه ناسپاسی ، گناه و کفر و شرک را در پیش می گیرند ، اما از آنجا که نظام آفرینش بر پایه حق و عدل است و جهان نیز باید به هدف خود برسد در فرجام جهان رستاخیزی به پا می شود تا به نیکوکاران پاداش و به بدکاران کیفر داده شود . بنابراین یکی از اهداف آفرینش جهان هستی معاد و اجرای کامل عدالت است.

حال پرسیدنی است که آیا جهان برای همه انسان ها خلق شده است ، در حالی که برخی انسان ها جنایتکار و ستمکارند؟

در پاسخ باید گفت همان گونه که از مطلب پیش روشن شد ، مقصود از جمله «آفرینش جهان برای انسان» آن است که جهان برای خدمت به انسان های شایسته آفریده شده است، هر چند که انسان های ناشایست – که گاه همچون حیوانات یا پست تر از آنان اند  - نیز از این نعمت ها استفاده می کنند.  آری ، جهان همچون باغی است که باغبان برای پرورش گل ها آن را آبیاری می کند ، اما علف های هرز نیز از آن بهره مند می شوند.

از مجموع این آیات چنین دانسته می شود :

1.  جهان بی هدف ، بیهوده و به بازیچه آفریده نشده ، بلکه هدفدار و براساس حق آفریده شده است.

2. نعمت های جهان برای خدمت به انسان های شایسته آفریده شده تا از آنها برای رسیدن به کمال و سعادت و دانش افزایی بهره جویند.

3. غایت و نهایت جهان ، برپایی رستاخیز و نظام عدل است تا هر کس به جزای عمل خویش برسد.

ب) اهداف آفرینش انسان

آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریده ایم .

حکمت الهی اقتضا می کند که کار بیهوده و بدون هدف انجام ندهد . از این رو ، آفرینش انسان ها هدفی والا داشته است. قرآن کریم درباره اینکه هدف آفرینش انسان چه بوده است ، پاسخ های مختلفی داده که به بخشی از آن اشاره می کنیم.

1. آزمایش

همانکه مرگ و زندگی را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نکوکارترید، و اوست ارجمند آمرزنده .

در این آیه چند نکته در خور توجه است :

یک. هدف از «زندگی و مرگ» آزمایش انسان معرفی شده و هدف از این آزمون نیز رسیدن به «حسن عمل» که مفهومش تکامل معرفت و خلوص نیت و انجام هر کار خیر است.  خداوند همواره انسان را با مشکلاتی می آزماید تا افراد شکیبا را مشخص سازد؛

چنان که قرآن می فرماید:

و قطعاً بشما را به چیزی از (قبیل) ترس و گرسنگی ، و کاهش در اموال و جان ها و محصولات می آزماییم.

گاه انسان با ثروت و یا فقر و گاه نیز با خیر و یا شر مورد آزمایش قرار می گیرد:

هر نفسی چشنده مرگ است و شما را از راه آزمایش به بد و نیک قرار می گیرید:

در آزمایش است که کمالات و هنر سپاس گزاری افراد و همچنین کیفیت اعمال آشکار می گرددد و افراد شایسته نیز مستحق دریافت پاداش می شوند. اما در همان حال کسی که لغزید، نباید ناامید شود؛ چرا که خداوند آمرزنده است .

دو. «مرگ» را چیزی عدمی ندانسته ، بلکه چیزی وجودی معرفی می کند که شایسته آفرینش است . بنابراین مرگ نابودی نیست، بلکه انتقال از مرحله ای به مرحله دیگر و آغاز زندگی جدید است. 

سه . در این آیه «به کیفیت عمل» اهمیت داده شده است . به دیگر بیان ، هدف از آزمایش آن است که آشکار گردد کدام یک از انسانها اعمال نیکوتری انجام می دهند ؛ اعمالی که با معرفت و اخلاص بیشتر است.

 

برای مطالعه بیشتر

در حدیثی حکایت شده که ابوقتاده از پیامبر (ص) پرسید: مقصود از «أحسنُ عملاً» چیست؟ حضرت پاسخ داد :«منظور آن است که کدام یک از شما عقل او بهتر است.» سپس فرمود : «کسی که عقلش کامل تر و ترسش از خدا بیشتر است و در مورد چیزهایی که خدا بدانها دستور داده یا منع کرده ، نیکوتر نظر کند، اگر چه اعمال مستحبی او کمتر باشد.»

نیز از امام صادق (ع) در مورد آیه فوق حکایت شده که فرمود :

معنای آیه آن نیست که چه کسی بیشتر عمل کند ، بلکه به معنای آن است که چه کسی درست تر عمل کند ، و درستی عمل با ترس از خدا و نیت صادق تحقق می یابد.

چهار . مقصود از آزمایش خداوند، نوعی پرورش است ؛ یعنی انسان ها را به میدان عمل می کشد تا ورزیده ، آزموده و پاک شده ، شایسته پاداش الهی و مقام قرب او گرداند،  وگرنه خداوند چون به همه چیز داناست، از امتحان انسان بی نیاز می باشد.

 

2. عبادت

و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند.

از این آیه چند نکته مهم بر می آید:

یک . هدف از آفرینش انسان عبادت است و عبودیت ، اظهار آخرین درجه خضوع در برابر معبود است. عبد کسی است که همۀ وجودش به مولا و صاحب خود تعلق دارد؛ بدین گونه که اراده اش تابع اراده او، و خواستش تابع خواست اوست و در اطاعت از او هرگز سستی نمی کند.

عبودیت نهایت تسلیم در برابر ذات پاک اوست و عبودیت کامل نیز آن است که انسان جز به معبود واقعی ، یعنی کمال مطلق نیندیشد و جز در راه او گام بر نداشته هر چه غیر اوست – حتی خویشتن را – فراموش کند.

دو . «عبادت» تنها به نماز و روزه و .... نیست ، بلکه انجام تمام دستورهای الهی است.

از این رو ، هر کاری که با نیت الهی صورت پذیرد ، عبادت است ؛ مانند خدمت به مردم، تحصیل ، تدریس، پژوهش و کارکردن برای تأمین معاش خانواره و جز اینها. بنابراین اگر عبادت هدف آفرینش انسان است ، مقصود همه کارهای نیک است که زمینه ساز سعادت فردی و اجتماعی است . البته عبادات و کارهای نیک دارای مراتبی است که هدف آفرینش رسیدن به مراحل عالی آنهاست .

سه . در برخی احادیث از امام صادق (ع) و از امام حسین (ع) این گونه روایت شده :

ای مردم ! خدا مردم را خلق نکرد ، مگر برای اینکه او را بشناسند و هنگامی که او را شناختند او را عبادت کنند و هنگامی که او را عبادت کنند با بندگی خدا از بندگی غیر او بی نیاز می شنوند.

معرفت و علم مقدمه هر عبادت به شمار می رود و عبادت نیز خود سرچشمه معرفت بیشتر است . علامه طباطبایی در این باره می نویسد : «حقیقت عبادت آن است که انسان به پروردگار توجه کند و خود را فروتن و بنده او قرار دهد و این همان معرفتی است که از عبادت حاصل می شود.»

شایان یادآوری است که براساس آیه 12 سوره طلاق نیز هدف آفرینش جهان علم و معرفت بیان شده است ؛ چنان که برخی مفسران و صاحب نظران همچون امام خمینی (ره) و آیت الله جوادی آملی نیز همین دیدگاه را در مورد هدف آفرینش انسان پذیرفته اند.

امام خمینی (قدس سره) معرفت الهی را هدف آفرینش می داند :

مقصود عمده ما توجه دادن قلوب بندگان خداست به آنچه برای آن خلق شدند که آن معرف الله است که از همه سعادات بالاتر است و هیچ چیز جز مقدمۀ آن نیست.  عمده معثت رسل و انزال کتب ، برای مقصد شریف معرف الله بوده که تمام سعادات دنیوی و اخروی در سایه آن حاصل آید.

آیت الله جوادی آملی مطالب متعددی درباره هدف آفرینش بیان نموده ، اما در نهایت علم و معرفت را هدف اصلی آفرینش شمره است :

هدف اصلی آفرینش ، معرفت و محبت و عبادت خدای سبحان است و اساس همه آنها معرفت می باشد و معرفت نیز با هوشیاری و فرزانگی حاصل می شود . لذا انبیاء علیه السلام می کوشند تا هم آ« دفینه های درونی (گنج های عقلی) را شکوفا و آشکار کنند و هم ره توشه بیرونی را به آنان اهدا نمایند تا آنان عارف و آگاه گردند و این مهم گاهی به صورت برهان یا موعظت است و گاهی به صورت جدال ثانوی است . 

در جایی دیگر نیز می فرماید :

این گونه تعبیرات نشانه تجلیل از مقام انسان است و هدفی برای آفرینش انسان در این بخش ها جز علم و معرفت نیست و اگر سخن از عبادت و مانند آن است ، برای آن است که انسان در علوم الهی پیشرفت کند و این هدف اصلی و نهایی است. 

نیز در جایی دیگر چنین می نویسد:

عظمت انسان خلیفه الله بودن ، و سند خلافت او هم معرفت اوست؛ چرا که اگر ارزش برای عبادت است ، این ارزش به اندازه معرفت عبادت کننده است ... عبادت با خلوص کامل می شود و خلوص با معرفت ارزش پیدا می کند ... عبادت امری تمام شدنی است؛ زیرا با پایان پذیرفتن دنیا – که نشئه تکلیف است – حکم عبادت مرتفع می شود ، ولی معرفت حدی ندارد . انسان به هر اندازه که در درجات شهودی بالاتر رود ، مشهودات بیشتری برای او آشکار می شود و به همین دلیل ، لقاء الله حدی ندارد و معرفت پروردگار محدود نیست. 

ایشان همچنین می فرماید :

ارزش انسان به علم اوست و ارزش علم به معلوم است و هر انسانی به اندازه علمش ارزش دارد ... از آنجا که خدای سبحان نظیر و بدیل ندارد ، پس معرفته الله و توحید ، بهترین معرفت و علم است . بنابراین هیچ انسانی بالاتر از انسان موحد نیست و چون جهان آفرینش برای انسان موحد خلق شد ، اگر خداشناسی کسی در رأس همه معارف بود ، موجودی به عظمت او نخواهد بود ؛ مانند اهل بیت عصمت و طهارت (ع) که موجودی به عظمت آنها در جهان امکان ، وجود ندارد. 

چهار . هدف از آفرینش ، عبادت جنس انسان است . بنابراین اگر برخی انسان ها عبادت اختیار کردند ، هدف آفرینش تحقق یافته است .

3. رحمت

و اگر پروردگار تو می خواست ، قطعاً همه مردم را امّت واحدی قرار می داد ، در حالی که پیوسته در اختلافند ، مگر کسانی که پروردگار تو به آنان رحم کرده ، و برای همین آنان را آفریده است . و وعدۀ پروردگار (چنین) تحقق پذیرفته است (که:) البته جهنم را از جن و انس یکسره پر خواهم کرد .

در این آیات چند نکته حایز اهمیت است :

یک . هدف آفرینش انسان ها «رحمت» و مهر الهی معرفی شده است.  البته انتخاب رحمت الهی ، اختیاری است و همه می توانند از آن بهره گیرند. بنابراین بر انسان هاست که در راستای همن هدف حرکت کنند تا مهر و رحمت الهی شامل حالشان شود .

دو . وحدت مظهر رحمت الهی است ، از این رو خداوند در قرآن انسان ها را از تفرقه منع کرده ، آنها را به وحدت و چنگ زدن به ریسمان الهی (قرآن و اهل بیت (ع) و ...) دعوت  می کند. 

سه . این آیه به یکی از سنت های آفرینش که زیربنای مسائل مربوط به انسان است ، اشاره دارد و آن ، اختلاف و تفاوت در ساختمان روح ، جسم ، فکر ، ذوق و عشق انسان ها و همچنین آزادی اراده و اختیار است .

آری ، هیچ مانعی نداشت که خداوند همه انسان ها را یکسان و به اجبار مومن می آفرید ، اما چنین ایمانی نه فایده داشت ، نه دلیل شخصیت افراد بود و نه وسیله تأمل و نه موجب پاداش. 

چهار . رحمت الهی همان هدایت الهی است که از طریق عقل و راهنمایی پیامبران و کتاب های آسمانی شامل حال همه مردم شده است و هر کس از این رحمت استفاده کند ، به سعادت می رسد ، در غیر این صورت ، فرمان الهی بر آن است که جهنم را از سرکشان پر کند. 

 

برای مطالعه بیشتر

علامه طباطبایی از این آیه دریافته است که اختلافات غیر دینی از میان مردم برداشته نمی شود (حتی از گروهی که مورد رحمت قرار می گیرند) ، اما اختلاف دینی – یعنی اختلاف در حق و تفرقه در مورد آن – ز میان گروهی که مورد رحمت قرار می گیرند ، برداشته می شود. 

این نکته با احادیثی که از اهل بیت (ع) در مورد این آیه گفته شد ، کاملاً سازگار است . در برخی احادیث از امام باقر (ع) چنین حکایت شده :

مقصود از کسانی که مورد رحمت الهی قرار می گیرند ، آل محمد (ص) و پیرامون آنها هستند و اهل رحمت در دین اختلاف نمی کنند.

البته این گونه احادیث به مصادیق کامل آیه اشاره دارد که این افراد از طریق عقل و پیامبران و اهل بیت (ع) کاملاً از رحمت الهی استفاده می کنند.

4.  ملاقات الهی

ای انسان ، حقاً که تو به سوی پروردگار خود به سختی در تلاشی ، و او را ملاقات خواهی کرد .

ما از آن خدا هستیم ، و به سوی او باز می گردیم .

از این آیات می توان پاره ای از نکات را دریافت :

یک . انسان به عنوان موجودی تلاشگر و زحمت کش،  تلاشش هدفدار و در حال حرکت و سیر است.

دو . هدف سیر و غایت تلاش های انسان ، پروردگار است   و انسان در نهایت با او ملاقات می کند.

سه . در این آیه و آیات دیگر ،  از ملاقات الهی یاد شده است . مفسران در مورد لقای الهی چند تفسیر ذکر کرده اند :

1. مقصود شهود باطنی و لقای شهودی پروردگار است ؛  چنان که از امام علی (ع) حکایت شده : «من پروردگاری را که نبینم نمی پرستم.»

2. مقصود از ملاقات پروردگار ، حضور در صحنه رستاخیز و ملاقات آن صحنه یا ملاقات ثواب و عذاب الهی که در ستاخیز است؛  یعنی منظور بازگشت به سوی پروردگاز در رستاخیز است که همان هدف نهایی و غایت حرکت انسان می باشد.

شهید مطهری در این  باره با طرح آیه " افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون / مومنون : 115" می گوید :

اگر قیامتی نباشد ، خلقت عبث است ... اگر بازگشت به خدا نباشد ، خلقت عبث است . در آیات مکرر در قرآن مسئلۀ قیامت را از یک طرف با مسئله به حق بودن و باطل نبودن خلقت و لغو و بازی نبودن خلقت توأم کرده ... (یا) در واقع استدلال کرده است . یک استدلال که قرآن درباره قیامت دارد ، استدلال به اصطلاح لِمی است ؛ یعنی به دلیل اینکه این عالم خدایی دارد و این خدا کار عبث نمی کند و کار او به حق است و باطل و بازیچه نیست و خلقت چنین خالق حکیمی دارد ، رجوع و بازگشت به پروردگار هست و در حقیقت این قیامت و بازگشت به خداست که توجیه کننده خلقت این عالم است و تعبیر قرآن بر این اساس است .

البته مانعی ندارد که آیه به هر دو تفسیر (شهود باطن و معاد) اشاره داشته باشد ؛ بدین معنا که هر دو هدف انسان باشد ، چه آنکه انسان در نهایت به ملاقات رستاخیز و کیفر و پاداش اعمال خود می رسد ، چنان که ممکن است به لقای شهودی و باطنی پروردگار نایل گردد.

چهار. از آیه ششم سوره انشقاق (براساس هر کدام از تفاسیر ملاقات) چنین بر می آید که رنج انسان وقتی تمام می شود که پرونده دنیا بسته شود و انسان با خدای خویش یا نتایج اعمال نیکش ملاقات کند.

جالب اینکه در اینجا خطاب آیه به «انسان» است که در واقع همه نوع انسان را شامل می شود . از کلمه «رب» نیز استفاده می شود که این تلاش انسان ، جزئی از برنامه ربوبیت و تکامل و تربیت انسان است.

 

برای مطالعه بیشتر

جمع بندی و نتیجه گیری

مفسران و صاحب نظران در مورد جمع بندی آیات و اهداف آفرینش جهان و انسان ، دیدگاه های متفاوتی بیان کرده اند ؛ برخی بر آن اند که خداوند هدف اصلی آفرینش است ، برخی رحمت الهی و پاره ای نیز علم و معرفت را هدف اصلی می شمارند . اما به نظر می رسد که در این آیات و آیات پیشین (در مبحث اهداف آفرینش جهان که برخی اهداف مانند دانش افزایی مربوط به انسان می شد) دو گونه هدف برای آفرینش انسان بیان شده است :

1. اهداف عملی که برای تکامل بُعد عملی انسان همچون عبادت و آزمایش است؛

2.  اهداف عملی که برای تکامل بُعد نظری انسان مانند علم و معرفت است.

البته این تکامل انسان دو غایت دارد که انسان در نهایت سیر خود به آنها می رسد:

اول غایت قهری است که انسان و در نهایت سیر طبیعی خود ، از دنیا  به برزخ و ملاقات قیامت می رسد و دوم غایت و هدف اختیاری است که انسان می تواند در مسیر خود به رحمت الهی و ملاقات شهودی – باطنی خداوند نایل شود که البته این هدف نیاز به اراده و تلاش دارد . از همین رو ، این توفیق برای برخی انسان ها حاصل می شود.

با تأمل در این اهداف می توان بدین نتیجه رسید که برخی از هدفها همچون آزمایش ، علم و عبادت اهداف مقدماتی اند و در این میان ملاقات الهی هدف نهایی است .

به دیگر سخن ، انسان نخست شناخت می یابد و سپس به سپاسگزاری و عبادت روی می آورد و پس از آن آزمایش می شود و اگر در امتحان الهی موفق شد ، مشمول رحمت الهی می گردد و در مسیر سعادت ، یعنی لقای الهی گام می نهد .

گفتنی است اگر لقای الهی ، یعنی شهود باطنی خدا را نوعی معرفت شهودی بپنداریم ، در آن صورت معرفت و لقاء الله یکی خواهد شد که البته این ملاقات و معرفت مظهر رحمت الهی است . در آن صورت ، رحمت و معرفت و لقای الهی یک هدف می شود ، اگر چه در مقام بروز و ظهور و در مراحل سیر انسان ، اعتبارات و جایگاه های مختلف بیابد . در واقع شاید این مطلب نوعی جمع بین دیدگاه های مفسران قرآن در این زمینه است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 8:26  توسط الیاس آل طه  |